أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
32
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
باشد نيست تا آب و هواى آن را وسيلهء سنجش با آب و هواى ناحيهء جنوبى قرار دهيم ، چه بعد نقطهاى [ از زمين ] كه قطب شمال بر سمت الرّأس آن است از اين مدار شصت و شش جزء و ربع جزء و سدس جزء است . و بههمين جهت آب و هواى آن ناحيه را از راهى ديگر مورد سنجش قرار مىدهيم ، و آن از اين راه است كه [ مىگوييم ] : نقطهاى كه بيشترين دورى خورشيد از سمت الرّأس آن هشتاد و چهار درجه باشد ، عرضى برابر با شصت درجه دارد ، و جاهايى كه چنين عرضى يا بسيار كمتر از آن دارند ناآبادان است و ساكنى ندارد ، و اين به سبب سرمايى است كه علّت عمدهء آن دور بودن خورشيد از [ سمت الرّأس ] اين نقاط است حتّى در آن زمان كه خورشيد نزديكترين فاصله را به زمين دارد . پس چگونه ممكن است كه چون با دور بودن خورشيد از سمت الرّأس ، دور بودن آن از زمين هم جمع آمده و سرما بيشتر شده باشد [ امكان زيستن در آن نقاط جنوبى فراهم آيد ؟ ] . بنابراين ، محلّى كه عرض آن در جنوب شصت و چهار درجه است ، هنگامى كه خورشيد در حضيض باشد گرمايى همانند گرماى ميانهء اقليم اوّل ، و هنگامى كه خورشيد در اوج باشد سرمايى همانند سرماى عرض شصت درجهء شمالى خواهد داشت ؛ و تحمّل اين مقدار گرما براى جانور امكانپذير است ، ولى سرماى آن كشنده است . و آنچه در پس اين محل به سوى قطب جنوب باشد ، هرچند گرماى معتدل دارد ، سرمايش بيشتر خواهد بود ؛ و آنچه از اين محلّ به مدار انقلاب نزديكتر باشد ، گرمايش افزونتر و سرمايش كمتر است و امكان زندگى جانور بيشتر است ، چه اگر خطّ استوا مسكون باشد ، در مكانى كه عرض آن در جنوب چهل و هشت درجه باشد ، گرماى خطّ استوا و سرماى عرض چهل و هشت درجهء شمالى درپى يكديگر مىآيد ؛ و قانون طبيعت نيز مانع زنده ماندن جانور در چنين جا است ، چه كمتر جانورى مىتواند اين گزافى در سرما و گرما را كه درپى يكديگر مىآيد تحمّل كند - و بدان مىماند كه بهار درپى خزان آيد كه بههمين سبب مايهء بيمارى و تباهى مىشود - هرچند از سببهاى ديگر نيز تهى نيست .